تبلیغات
خوش آمدید بزرگترین وبلاگ طرفداران لینکین پارک درایران - بررسی آلبوم: A Thousand suns
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Linkin Park

تبلیغات پیامکی

سلام خدمت شما دوستان عزیز میخوام براتون بررسی البوم A Thousand suns 

رو بزارم امیدوارم خوشتون بیاد. 

 

 

برای دیدن به ادامه مطلب بروید.

نقد وبررسی:

در اواخر سال 2010 چهارمین آلبوم رسمی لینكین پارك منتشر شد! آلبومی متفاوت و عجیب! شعار همیشگی گروه "ما همیشه روی پیشرفت كار میكنیم" گروه هیچوقت علاقه ای به تكرار تجربات خودش نداشته. لینكین پارك در حال حاضر به چیزی كه میخواسته رسیده و ریسك تغییر سبك رو پذیرفته. بعد از سه سال انتظار...لینكین پارك كار خود رو با تغییرات زیادی شروع كرد. اما هنوز معتقده كه اونطور كه باید و شاید تغییری اعمال نشده! بعد از انتشار غیر منتظره آلبوم حدود 70% طرفداران از سبك این آلبوم نگران و ناراحت بودند، عده ای تغییر نظر دادن و عده ای هنوز عقیده دارن كه این آلبوم دارای نقوص زیادی هست. خیلی از طرفداران گمان میكردن كه این آلبوم شباهت زیادی به سه آلبوم قبل خواهد داشت، اما لینكین پارك تونست اولین گروهی باشه كه بخاطر فروش و تجارت آلبوم فعالیت نمیكنه. اعضای لینكین پارك سعی كردن تو این آلبوم اون چیزی رو بسازن كه دقیقاً مخالف اون تا الان بودن، آلبومی منحصر بفرد و متفاوت.


لینكین پارك در این البوم سبك جدید رو وارد عرصه راك كرد و این خودش یك نو آوری و خلاقیت محسوب میشه، این نوآوری شاید با سلیقه بعضی از طرفداران جور در نیاد در نگاه اول تو ذوق بزنه و مایه دلسردی بشه اما اگر یه كم منطقی و حرفه ای تر به آهنگ ها نگاه كنیم متوجه میشیم اونقدر هم از ریشه لینكین پارك دور نیست. عده ای لینكین پارك رو با گروه های متال و راك خالص مقایسه میكنن در صورتی كه سبك لینكین پارك از ابتدا آلترناتیو راك/ راك متغییر / رپ و راك و الكترونیك راك بوده. تمام كسانی كه گروه و سبك گروه رو خوب شناخته باشن از شنیدن این آلبوم لذت بردن. گروه سعی كرده در این آلبوم از آلات موسیقی جدید استفاده كنه، آلات موسیقی شرقی. لینكین پارك از ابتدا همیشه با مسائل دنیای شرق آمیخته بود، از حضور دو آسیایی در گروه بگیرید تا استفاده بازیگران آسیایی در ویدیو و نوشته های ژاپنی و آلات موسیقی شرقی و آسیایی تا...

شاید آلبوم هزار خورشید در نگاه اول معمولی یا بد به نظر برسه اما بعد از دقیق شنیدن آلبوم راحت می تونید با آلبوم ارتباط برقرار كنید. میتونیم بگیم این آلبوم یك اثر تازه از لینكین پارك هست و میشه در كنار سایر كارهای این گروه قرار بدیم. شما در تاریخ گروه هیچ آهنگ تكراری پیدا نمی كنید. هیچ نیازی نیست شما آهنگ هارو پشت سر هم گوش كنید، چون خیلی از طرفداران با این عمل دچار دلزدگی میشن، چون در یك لحظه گوش كردن یك سینگل 47 دقیقه ای كار مشكلیه. پیشنهاد میشه كه آهنگ هارو بصورت تك-تك گوش كنید و وقتی بهشون علاقه پیدا كردید و تونستید باهاشون ارتباط برقرار كنید بصورت پشت سرهم گوش كنید. در اینكه آلبوم مفهومی و معنایی هست شكی نیست، تمام آلبوم های گروه مفهوم و معناگرا هستند اما نمیشه تغییر سبك رو به مفهومی یا معنایی بودن آلبوم ربط داد. آلبوم خیلی واضح و آشكاره! نیازی به رمزگشایی و كد گذاری آهنگ ها نیست و شما با شنیدن دقیق آهنگ ها و درك اصلی شعر ها به مضمون اصلی آلبوم دست پیدا می كنید.

لینكین پارك اینبار خواسته با آلات موسیقی جدید و سازهای شرقی سبك متفاوت و منحصر به فردی رو به طرفداران ارائه بده. به نظر میاد طرفداران آسیایی بیشتر باید از این موضوع خوشحال باشن . موضوعی كه ثابت شده هست اینه لینكین پارك همیشه همین بوده و هست و همیشه در حال تغییر بوده. توی این آلبوم نزدیك به ده تراك هست با سبك های متفاوت، برای سلیقه های متفاوت. همونطور كه در مصاحبه با جو هان اعلام كردیم، این آلبوم همه طرفداران رو راضی خواهد كرد. اگر موفق بشید با آهنگ ها ارتباط بر قرار كنید و متوجه این تغییر سبك بشید، آلبوم براتون فوق العاده خواهد بود. این رو در نظر داشته باشید كه ادغام موسیقی راك با آلات موسیقی شرقی كار راحتی نیست اما لینكین پارك همیشه تونسته موفق از این نو آوری ها بیرون بیاد.

آهنگ No Bodys Listening، نمونه خوبی برای مثال زدنه. این آهنگ دارای بیت ها و آلات موسیقی ژاپنی و شرقی هست! همچنین آهنگ Faint كه با ریتم هندی شروع میشه. حالا لینكین پارك آلات موسیقی شرقی یا بهتره بگم Bollywoodیی رو در آهنگ When They Come For Me و Blackout پیاده كرده، حتی در DVD آلبوم یعنی Meeting Of A Thousand Suns دیده شد كه گروه حتی میخواسته از نت های هندی هم استفاده كنه . پس اگر دقت كنید متوجه میشید تغییرات آنقدر هم ناگهانی نیست. آهنگ های ملایم كه تو تاریخ لینكین پارك بسیار بوده. لینكین پارك شما رو دعوت كرده تا تجربه دیگه ای داشته باشید، با سبك های جدید آشنا بشید، شمارو با آهنگ های تكراری راضی نگه نمیداره.


موضوع سبك به Industrial Rock ختم میشه، نمیدونم تا چه حد با این سبك آشنا هستید، اما Industrial Rock‌ یه تلفیقی از راك و ترنس و موسیقی الكترونیك هست. این یه موضوع قابل قبوله كه گروه با تغییر سبك یك سری از طرفداران رو از دست داد و خواهد داد اما تمامی این طرفداران اگر به مفهوم و هدف لینكین پارك پی ببرن این آلبوم رو هم قبول و در كنار سه آلبوم قبل قرار میدن. سبك جدید لینكین پارك برای جامعه متال و راك اصلاً قابل قبول نیست. در هفته ی اول مورد نقد و بررسی تندی از جانب منتقدان خارجی قرار گرفت. اما این آلبوم میتونه برای طرفداران اصلی گروه جذاب و فوق العاده باشه.

نكته آخر در مقدمه اینكه ربط آهنگ ها جدید نیست، دنباله دار بودن آهنگ ها در تاریخ Linkin Park تازگی نداره، شما در آلبوم های قبل هم میتونید دنباله دار بودن آهنگ هارو تجربه كنید فقط تو این آلبوم بیشتر به چشم میخورد.

 
//از فاتحه تا پرتو//   The Requiem & The Radiance

فاتحه، این آهنگ شاید بعد از Wake زیباترین Intro و غمگین ترین آهنگ گروه تا كنون باشه. صدای ناله اعضای گروه درست مثه گریه كردن و عزاداری هست، اظهار ناراحتی! خدا به ما رحم كنه كه چه مصیبت های در انتظار ماست و ما بخاطر هرچیزی باید تو آتیش هزار خورشید بسوزیم. شما با شنیدن این آهنگ وقعا احساس تاسف و ناراحتی می كنید.

" ما همه میدونیم كه این جهان‌ (جهان آخرت) مثه اون جهان (جهان كنونی) نیست،بعضی از مردم میخندن، بعضی از مردم گریه میكنن، بعضی از مردم سكوت میكنن" - در Radiance میشنوید.

بعد از مرگ بسیاری از مردم گریه میكنن و بسیاری سكوت و بسیاری میخندن، كسی كه از اعمال خودش راضی هست خوشحال و كسانی كه گناهكار و پشیمان هستند از كرده خود اظهار ناراحتی میكنن، و كسانی كه گناهكار هستند و پشیمان نیستند سكوت می كنند.

وقتی وارد پرتو نور نجاتبخش میشید تمام لحظات زندگی شما جلوی چشمتون میاد تمام كارهای خوب و بد. مهیب ترین قسمت ورود به این نور هست، صدای تپش قلبتون بیشتر و بیشتر میشه تا روح شما با این نور ادغام شه.

صدای روی این آهنگ متعلق به Robert Oppenheimer هست."پدر بمب اتم!"


//سوختن تو آسمان//   Burning In The Skies

تپش قلب همچنان ادامه داره...

وقتی وارد این نور شدید بدونید كه دیگه همه چیز تموم شد، دیگه عذر بهانه نیارید، پشیمون نشید، چون همه چیز تموم شده. با هیزم هایی كه تو این آتیش میریزید آتیش جهنم رو شعله ور تر میكنید. اظهار پشیمونی نكنید چون الان شما در آتیش كارهای خودتون دارید میسوزید. كم كم متوجه میشید كه مقصر تمام گناه ها خودتون بودید نه كسی دیگه. اظهار پشیمونی نكنید.

"من از هیزم های سوخته برای شعله ور كردن آتیش استفاده میكنم
دسته ای از بی گناهان تو آسمان میسوزن، فنجون خودم رو از دریای خروشان پر میكنم
و داخل اقیانوس خشك شده میریزم
من تو دود پلی كه آتیش زدم شناورم"


//از خلصه تا وقتی اونها برای من میان//

Empty Spaces & When They Come For Me

صدای جنگ چیزی رو به تو یادآوری میكنه... كه چطور مردی.
به صدای درام (طبل) و گیتار كه شبیه به موسیقی جنگی هست گوش بدید. صدای گیتار شبیه به صوری هست كه برای بردن تو نواخته میشه. ارجاع به "صور اصرافیل" لحظه ای كه با نواختن این صور تمام جهان از بین میره و متوقف میشه. اونها... فرشته مرگ با طبل و آواز خاصی برای بردن تو میان. صدای ناله های برد دلسون و چستر رو گوش كنید.

دسته ایی با ساز و پایكوبی برای بردن تو میان.
"مایك برای چی داره از خودش دفاع میكنه؟"
من میمون نیستم... من ربات نیستم...
وقتی اونا برای بردن تو میان همه چیز از بین رفته. همه چیز تموم شده.
تسلیم شو


//پسر ربات// Robot Boy

"تو میگی نمیجنگی چون كسی باهات سر جنگ نداره
عشق كافی نیست و كسی هم بهت ابراز عشق نمیكنه، مطمئنی كه انقدر صدمه دیدی كه چیزی برای از دست دادن نداری
فشار زمین باعث شده از حركت باز بمونی اما صبر داشته باش، فشار زمین بلاخره به تو قدرت حركت میده."


Jornada del Muerto

持ち上げて
解き放して

در زبان اسپانیایی به معنای "روز سفر یك مرده" هست. و نام كویر خشكی در مكزیكو.
اما این دو كلمه یكی از رمز های مخفی آلبوم هست كه مایك به زبان ژاپنی میخونه:

"Lift Me Up"
"Let Me Go''

كلماتی كه در آهنگ The Catalyst می شنوید. اگر دقت كنید نوع و لحن خوندن مایك تو این آهنگ دقیقاً مطابق آهنگ The Catalyst هست.


//در انتظار پایان// Waiting For The End

"این نه پایانه و نه یك شروع"
وقتی سفر در خاطرت به پایان رسید منتظر پایان میمونی.
"آرزو میكنم توانایی پایان رو داشته باشم"
"این چیزی نیست كه به تصمیم من باشه، از كنترل من خارجه،
پرواز در سرعت نور، چیزایی كه اصلاً نمیشه بیان كرد"

مایك در این آهنگ تونسته شیوه متفاوتی از رپ خوندن (جامائیكایی) رو ارائه بده.


//سیاهی// Blackout

"تو میگی مقصر نیستی و در عوض من اشتباه كردم
تو میگی اون چیزی نیست كه به نظر میرسه
از خیانتی كه كردی پشیمون نشو
به عقب میری و سقوط میكنی
تو گندی كه خودت زدی خفه میشی
نمیتونی قانع باشی، ساكتی و تو خودت میریزی
لعنتی میشنوی؟"

ارجاع به تحلیل آهنگ Blackout

مایك تو این آهنگ تونسته صدای متفاوت و منحصر بفردی رو ارائه بده. این نوع خوندن مایك رو تو تاریخ Linkin Park تجربه نكردید.


//فقیر و شاه// Wretches And Kings

نوع خوندن چستر متفاوته، نوع بیان كلمات بصورت حرفه ای اجرا شده.


//معرفت عدالت و عشق// Wisdom, Justice, And Love

"من به این خونه با شكوه برای عبادت اومدم، بخاطر عذاب وجدان، چون راه دیگه ای نداشتم
با اعمالی كه انسانها انجام میدن، جنگ، بمت اتم سوازاندن و.. هیچ ارتباطی با معرفت و عدالت و عشق نیست.


//رنگین كمان// Iridescent

از درون كسی فریاد میزنه كه "منو نجات بده"


//سقوط و تجزیه// Fallout

ارجاع به تحلیل آهنگ The Catalyst


//پیامبر// The Catalyst

آهنگی متفاوت در تاریخ Linkin Park


//پیام آور //  The Messenger

این آهنگ رو در اصل چستر برای فرزندانش خونده . آهنگ با احساس و قشنگی هم هست . چستر هم موقع اجراها خیلی خوب با آهنگ ارتباط برقرار می کنه

====


"" نكات و انتقاد هـا ""


4 نكتـه :
- آهنگ The Requiem و The Radiance و Burning In The Skies هر سه مكمل خوبی برای هم هستند. این سه آهنگ با هم معنا پیدا میكنن!
- آهنگ Fallout و The Catalyst هم مكمل هم هستند و فكر میكنم این دو آهنگ حتماً باید با هم شنیده بشن.
- در كل آلبوم خوبی بود و چون هدف خاص و معنایی خاصی داشت با سایر كارهای گروه متمایز بود.
- نمیشه این آلبوم رو قوی ترین آلبوم گروه دونست اما میشه جالب ترین آلبوم گروه شمرد!


اما چند تا انتقاد:

- لازم نبود آلبوم رو در 15 تراك منتشر كنن، باید آهنگ های كوتاه رو به ابتدا و انتهای آهنگ های دیگه متصل میكردن، به این شكل: (یعنی 11 ترك نه 15 ترك!)

The Requiem + The Radiance
Burning In The Skies
Emptey Spaces + When They Come For Me
Robot Boy
Jornada Del Muerto
Waiting For The End
Blackout
Wretches And Kings
Wisdom Justice and love + Iridescent
Fallout + The Catalyst
The Messenger

- این چیزی نبود كه در Protools 08 به ما نشون دادن، اگر یادتون باشه Mike یه دمو به عنوان نمونه كار از آلبوم جدید به نام Lockjaw منتشر كرد كه سبك بسیار فوق العاده ای داشت، اما اصلاً از اون سبك چیزی حس نمیشه!

- چرا از یه خواننده زن مثه Holly Brook برای آهنگ The Requiem استفاده نكردن؟ میتونست آهنگ رو جذاب تر از این بكنه تا اینكه Mike با تغییرات صدا كه بسیار واضحه صداش رو به صدای زن تبدیل كنه!

- این آلبوم آهنگ بد نداره، تمام آهنگ ها روشون كار شده، روی اشعار، نوع خوندن، موسیقی، مانور روی صداها و.. اما مشكل بزرگ تناقض و نا هماهنگی در آلبوم هست. تو این آلبوم نزدیك به ده آهنگ هست با سبك های متفاوت، برای سلیقه های متفاوت اما آهنگ ها با هم تناقض داره! میشه آهنگ هارو دسته بندی كرد، این آهنگ ها با هم جور در نمیان، در آلبوم های قبلی تمام آهنگ ها باهم همخوانی دارن، به نظر من اصلاً این آلبوم نمیتونه یه سینگل 48 دقیقه ای باشه، چون به شدت تناقض داره! یه آهنگ مثه Burning In The Skie اصلاً نباید در كنار When They Come یا Blackout قرار بگیره. آلبوم شروع خوبی داره، شما تا آهنگ شماره 3 احساس خوبی روی آلبوم دارید، اما 4 و 5 سبك عجیب و مغایر با آلبوم وجود داره، برای مثال آهنگ Wretches and Kings بسیار عالی كار شده، صدای Chester و نوع خوندنش فوق العاده س اما اصلاً نباید در كنار آهنگ های دیگه این آلبوم قرار میگرفت. برای اینكه متوجه بشید، یه سر به آلبوم های قبلی گروه بزنید، تمام آهنگ ها چه ملایم چه خشن دارای ریف سنگین گیتار هستند، یا در Minutes To Midnight در آهنگ های ملایم شما سبك راك رو كاملاً حس می كنید. اما آهنگ های ملایم این آلبوم بیشتر شبیه به پاپ خالص هست كه هیچ وجه اشتراكی با آهنگ های دیگه ندارن. این آلبوم مثه آلبومی شده شامل پاپ/راك/رپ/موسیقی بالیوودی/ترنس/الكترونیك/ جامائیكایی/آكوستیك و... یه غذایی شده كه تنوع توش زیاده و باعث دلزدگی میشه.

پس من به شخصه این آلبوم رو یه سینگل 48 دقیقه ای نمیدونم، اما تك تك آهنگ ها جداگانه عالی و زیبا هستند.

- و اما موضوع مهم كه در اصل موضوع اصلی كنفرانس هست اینه كه "پیشرفت... تفاوت... خیلی خوبه، من با پیشرفت و تغییر سبك گروه كاملاً موافقم اصلاً علاقه ای به تكراری شدن آهنگ ها ندارم، چون Linkin Park گروهی نیست كه تكراری كار كنه. اما سوالی كه این وسط پیش میاد: چرا این تغییرات، این تغییر سبك، این پیشرفت حالت نزولی داره؟ در سه آلبوم قبل ما شاهد حركت صعودی Linkin Park در عرصه راك بودیم، هر سه آلبوم كاملاً راك و قوی بود، هر آلبوم بهتر از آلبوم قبلی، و در عین حال هر سه زیبا و به یاد ماندنی، اما چرا آلبوم A Thousand Suns به جای حركت صعودی حركت نزولی پیدا كرده؟

چرا بجای اینكه این تغییر سبك و پیشرفت در سبك راك باشه، در سبك پاپ ایجاد شده؟ چرا هدف Linkin Park روی پاپ بوده؟ چرا ملایم؟ Linkin Park در آلبوم های قبل از عشق، خدا، آخرت، سیاست هم خونده، چرا تو این آلبوم باید این حركت نزولی رو در سبك پاپ پیاده میكرد، بهتر نبود حرف و هدفشون رو با مطابق با ریشه Linkin Park بیان میكردن؟ سه آلبوم صعودی در سبك راك، یك آلبوم نزولی در سبك پاپ/راك. آلبومی شامل سبك های متفاوت و تناقص دار! چرا پیشرفت و تغییرات باید تو سبك پاپ و آهنگ های ملایم و بالیوودی خلاصه میشد؟ - برای اینكه منظور كلی رو متوجه بشید فقط كافیه دو آلبوم اول Hybrid Theory و Meteora رو گوش بدید، متوجه میشید كه تمام آهنگ ها در یك Range هستند، با هم همخوانی و مطابقت دارن، آلبوم Minutes To Midnight كمی متفاوت اما در عین حال جذابیت سابق رو حفظ كرده. ورود سبك الكترونیك و بالیوودی به Linkin Park یك حركت نزولی و افت سبك تو كارهاش محسوب میشه. این قابل انكار نیست، موضوع واضحه.

تو صحبتی كه با Jas مدیر LPTimes.com داشتم، این موضوعات رو تائید كرد، این حرف ها تمام دغدغه های طرفداران Linkin Park در دنیاست. در صورتی كه Linkin Park میتونست این پیشرفت و این تغییرات رو در یك حركت صعودی با همون قدرت سابق ارائه كنه.





نوشته شده توسط :دانیال باقری
جمعه 30 اردیبهشت 1390-06:16 ب.ظ











خوش آمدید