تبلیغات
خوش آمدید بزرگترین وبلاگ طرفداران لینکین پارک درایران - متن و ترجمه آهنگ Slip - لغزش
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Linkin Park

تبلیغات پیامکی

گروه: لینکین پارک

آلبوم: Underground 11

سال: 2011


× "لغرش" عنوان یکی از دموهای آلبوم Hybrid Theory ــه که در سال 1998 نوشته شد .


منبع

متن در ادامه مطلب................
In the center of the silence
Violent thoughts are thrown through the thick smoke and flickering lights that brighten the room
All the things that you wanted to say get lost and thrown away
You can fade and hesitate to speak your mind
Can't turn back when you cross the line
Sometimes it's someone you know who just doesn't care
Has to see you go just to know you were there

در میان سکوت
افکار خشن به درون دود غلیظ و نورهای لرزانی که اتاق رو روشن کردند، پرتاب میشن
تمام حرف هایی که میخواستی بگی از دست میرن
میتونی خشک بشی و تامل کنی تا افکارت رو به زبون بیاری
وقتی از خط قرمز گذشتی دیگه برگشتی در کار نیست
بعضی وقت ها کسی که میشناسیش ولی بهت بی اعتنایی می کنه
باید رفتنت رو ببینه تا تازه بفهمه پیشش بودی (قدرت رو بدونه)

This is the sun behind the rain
Even though sometimes I feel I can't stand another minute
May've begun to run an endless race
But I never looked back
When I begin it

در پس بارون، خورشیده
ولی باز هم یه وقتایی حس می کنم تحمل یه دقیقه دیگه رو هم ندارم
شاید مسابقه ای بی پایان رو شروع کردم
ولی وقتی شروعش کردم
به پشت سرم نگاهی ننداختم

I know that this is the sun behind the rain
Even though sometimes I feel I can't stand another minute
May've begun to run an endless race
But I never looked back
When I begin it

در پس بارون، خورشیده
ولی باز هم یه وقتایی حس می کنم تحمل یه دقیقه دیگه رو هم ندارم
شاید مسابقه ای بی پایان رو شروع کردم
ولی وقتی شروعش کردم
به پشت سرم نگاهی ننداختم

I know all of this will soon be gone
You don't really have to prove them wrong

میدونم همه این ها به زودی از بین میرن
مجبور نیستی که بهشون ثابت کنی دارن اشتباه می کنن

Sometimes you've got no control of where you go
Taking you down a road you don't know
And you feel so lost that you wanna hide your face
You don't recognize the place you're in
Sometimes the sun doesn't shine your way
Sometimes the night doesn't turn to day
Sometimes the light's so bright it burns through the night and keeps the darkness at bay
Runaway

بعضی وقت ها بی اراده جایی میری
راهیی رو در پیش میگیری که نمیشناسیش
و اونقدر احساس گمشدگی (از دست رفتن) می کنی که دوست داری چهره ـت رو از بقیه مخفی کنی
جایی که توش هستی رو نمیشناسی
بعضی وقت ها خورشید راه پیش روت رو روشن نمی کنه
بعضی وقت ها شب به سر نمیاد
بعضی وقت ها نور اونقدر زیاده که تمام شب رو روشن می کنه و تاریکی رو دور می کنه
فرار کن

This is the sun behind the rain
Even though sometimes I feel I can't stand another minute
May've begun to run an endless race
But I never looked back
When I begin it

در پس بارون، خورشیده
ولی باز هم یه وقتایی حس می کنم تحمل یه دقیقه دیگه رو هم ندارم
شاید مسابقه ای بی پایان رو شروع کردم
ولی وقتی شروعش کردم
به پشت سرم نگاهی ننداختم

Know that this is the sun behind the rain
Even though sometimes I feel I can't stand another minute
May've begun to run an endless race
But I never looked back
When I begin it

در پس بارون، خورشیده
ولی باز هم یه وقتایی حس می کنم تحمل یه دقیقه دیگه رو هم ندارم
شاید مسابقه ای بی پایان رو شروع کردم
ولی وقتی شروعش کردم
به پشت سرم نگاهی ننداختم

I know all of this will soon be gone
You don't really have to prove them wrong
I know soon enough you'll make them see
You'll be far away from them with me

میدونم همه این ها به زودی از بین میرن
مجبور نیستی که بهشون ثابت کنی دارن اشتباه می کنن
میدونم که خیلی زود چشمشون رو به روی حقایق باز می کنی
اون موقع دور از اون ها  در کنار من خواهی بود

Follow the link in the chain without a name
Seal the light and the darkened days remains
Taken away from the place you've been trapped
Break all you know then bring it all back

حلقه درون زنجیر بی نام رو دنبال کن
روشنایی رو زندانی کن تا روزهای تاریک باقی میمونن
حالا که از جایی که گیر افتاده بودی رها شدی
تمام چیزهایی که میشناختی رو نابود کن و بعد همه ش رو بازنویسی کن

This is the sun behind the rain
Even though sometimes I feel I can't stand another minute
May've begun to run an endless race
But I never looked back
When I begin it

در پس بارون، خورشیده
ولی باز هم یه وقتایی حس می کنم تحمل یه دقیقه دیگه رو هم ندارم
شاید مسابقه ای بی پایان رو شروع کردم
ولی وقتی شروعش کردم
به پشت سرم نگاهی ننداختم

I Know that this is the sun behind the rain
Even though sometimes I feel I can't stand another minute
May've begun to run an endless race
But I never looked back
When I begin it

در پس بارون، خورشیده
ولی باز هم یه وقتایی حس می کنم تحمل یه دقیقه دیگه رو هم ندارم
شاید مسابقه ای بی پایان رو شروع کردم
ولی وقتی شروعش کردم
به پشت سرم نگاهی ننداختم

I know all of this will soon be gone
You don't really have to prove them wrong
I know soon enough you'll make them see 
You'll be far away from them alone with me

میدونم همه این ها به زودی از بین میرن
مجبور نیستی که بهشون ثابت کنی دارن اشتباه می کنن

میدونم که خیلی زود چشمشون رو به روی حقایق باز می کنی
اون موقع دور از اون ها، در کنار من خواهی بود


نوشته شده توسط :دانیال باقری
یکشنبه 4 دی 1390-04:13 ب.ظ











خوش آمدید